تکرار هایی زیبا به قول شریعتی و همنشینی هایی از
جنس خلوص.
همه خوب یادمان مانده روزهای نخستین دبستان را،دلهره
و دستهای کوچکی که چادر های مادرانمان را چسبیده بودند.
آنجا مهر بود.ترس بود ستاره های سحر و گلوگاهی که
گاهی می لرزید.
و تازه فهمیدیم که زندگی چیزی دارد به پاکی آب و
بابا نان آوریست شب های طولانی را.
چراغ های نفتی و مشق هایی که گمانمان این بود که
تنها بایست شب نوشته شوند.
آن روز نمی دانستیم که روزی خواهد آمد که حسرت خور
مهرهای کودکی باشیم.
پاییز با مزه ی انار و خرمالو.شب های بخاری نفتی و
پدرهای از جنس تکرار.تکرار چیزی به نام عشق.
مرد های که در باران می آمدند،حرف هایی چون آسمان بی
انتها.
این همه تنها شاید یک روز کودکی هایمان بوده.
و حال کار،کلمه ای به نام
"مهندس"،زن،ازدواج،چیزی که مادر "عشق" صدایش می زند،
آدم هایی
قفل دار ذهن های پر فکر و تنها حسرت.
آغاز پر مهر دبستان عشقتان را تبریک.

|